تبلیغات
جوکستان من. هر روز جوک داریم برای حمایت روی بنر هام کلیک کنید
جوکستان من. هر روز جوک داریم برای حمایت روی بنر هام کلیک کنید



جوکهای امروز


یارو کارخونه‌ی سنگ پا میزنه برای اینکه کارش رونق بگیره وسط سنگ پاهاش گردو


خانومه میره از مغازه سنگ‌پا بخره، از یارو می‌پرسه: دونه‌ای چند؟
میگه: دونه‌ای 10 هزار تومن!
خانومه میگه: واااا، چرا اینقدر گرون؟
یارو میگه: خانوم، تحریمیم، موادش دیگه وارد نمیشه!
طرف تو قرعه‌کشی بانک ماکسیما برنده میشه. روزی که می‌خواستن تحویلش بدن میگه: اینو آبی کنین، من فردا میام می‌برمش.
میگن: بابا این نقره‌ایه، بهترین رنگه، آبیش کنیم؟
میگه: آره. من فقط آبی تحویل می‌گیرم.
خلاصه فرداش میاد و ماشین رو آبی شده میدن. میگه: آهااااان، ببینین...، حالا شد مثل نیسان!
غضنفر صبح یه لیوان خاكشیر میخوره، تا شب پشتک میزنه كه ته‌نشین نشه!

یکشنبه 10 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوک


سلام توی این وبلاگ قصد داریم هر روز جوک بزاریم


شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوکهای امروز


مراحل آماده‌سازی تحقیق دروس عمومی:

1- CTRL + A
2- CTRL + C
3- CTRL + V
4- CTRL + P



شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوکهای امروز


طرف باباش می‌میره، شب هفتش خیلی شلوغ میشه، برای شب چله‌اش بلیت می‌فروشه!

شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوکهای امروز


سه راه برای پولدار شدن:
یا بابات برات پول در بیاره
یا بابای مردم رو برای پول دربیاری
یا بابات دربیاد تا پول در بیاری


شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوکهای امروز


از یارو میپرسن: پارسال روز زن چه کادویی به خانمت دادی؟
میگه: بردمش کیش.
میگن: ای ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چیکار می‌کنی؟
میگه: میرم میارمش.

شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوکهای امروز


خبرنگار: برای محرم امسال چه برنامه ای دارید ؟
غضنفر: ما امسال ۱۰ تا علم اضافه می کنیم، ۱۵ تا پرچم، ۱۵۰ تا زنجیر، ۱۲ تا قمه، با ۴۰ نفر زنجیرزن جدید. در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد!


شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوکهای امروز


غضنفر میره قنادی، میگه: ببخشید كیك هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره غضنفر میاد، میپرسه: شرمنده، كیك هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یك هفته تمام هر روز كار غضنفر این بوده كه بیاد سراغ كیك هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده كه نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا كه مشتری پایس... بگذار یك كیك هفتاد طبقه براش بپزیم، یك پول خوبی هم شب جمعه‌ای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یك كیك خوشگل هفتاد طبقه ردیف میكنه. شنبه اول صبح غضنفر میاد، میپرسه: ببخشید، كیك هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله كه داریم، خوبشم داریم! غضنفر میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقه‌ی بیست چهارمش به ما بده!

شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوکهای امروز

عملیه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور كرده بوده و تو حال بوده، كه یهو یك توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین میفرستاده، كه یهو صدای زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن كی زنگ بزن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یك بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شاكی میشه، میگه: ای بی ظرفیت!! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!



شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()

جوکهای امروز


به طرف میگن: كجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم!

شنبه 9 آبان 1388 توسط ساناز جوک | نظرات ()





ساناز جوک

هفته دوم آبان 1388

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0